غزل شمارهٔ 291

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چه بود گر نقاب بگشایی؟
1

چه بود گر نقاب بگشایی؟

بی‌دلان را جمال بنمایی؟

2

مفلسان را نظاره‌ای بخشی؟

خستگان را دمی ببخشایی؟

3

عمر ما شد، دریغ! ناشده ما

بر سر کوی تو تماشایی

4

با وصالت نپخته سودایی

از فراغت شدیم سودایی

5

چه توان کرد؟ یار می‌نشنوی

هیچ باشد که یار ما آیی؟

6

جان را به چهره شاد کنی؟

دل ما را به غمزه بربایی؟

7

بی تومان جان و دل نمی‌باید

دل ما را به جان تو می‌بایی

8

پرده بردار، تا سر اندازیم

به سر کوی تو، ز شیدایی

9

ور بر آنی که خون ما ریزی

غمزه را حکم کن، چه می‌پایی؟

10

مفلسانیم بر درت عاجز

منتظر گشته تا چه فرمایی؟

11

چون عراقی امید دربسته

تا در بسته، بو که، بگشایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش می گفت پیر ترسایی

یاد دارم ز مرد دانایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1960

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2813

هست دیوان شعر من اکثر

غزل عاشقان شیدایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 10

یار شد شهرگرد و هر جایی

جاکن ای دل به کنج تنهایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 285

بر درِ خوب رویی منزل گیر

چون پی حاجتی برون آیی

جامیرسالهٔ اربعین(26) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة)

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3151

تا کی‌ام انتظار فرمایی

وقت نامد که روی بنمایی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 500

همه چشمیم تا برون آیی

همه گوشیم تا چه فرمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 512

منم و گوشه‌ای و سودایی

تن من جایی و دلم جایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 842

از غمت روز و شب به تنهایی

مونس عاشقان سودایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 844

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور