غزل شمارهٔ 3151
Toggle stanza 1چند اندر میان غوغایی
چند اندر میان غوغایی
خوی کن پاره پاره تنهایی
خلوتی را لطیف سوداییست
رو بپرسش که در چه سودایی
خلوت آن است در پناه کسی
خوش بخسپی و خوش بیاسایی
زیر سایه درخت بخت آور
زود منزل کنی فرود آیی
ور تو خواهی که بخت بگشاید
زیر هر سایه رخت نگشایی
سوی انبان ما و من نروی
گرچه او گویدت که از مایی
رو به خود آر هر کجا باشی
روسیاهست مرد هرجایی
خود تو چیست بیخودی زان کس
که از او در چنین تماشایی
چون رسیدی به شه صلاح الدین
گر فسادی سوی صلاح آیی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دوش می گفت پیر ترسایی
یاد دارم ز مرد دانایی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1960
نقش ما شد وبال یکتایی
برد طاووس عرض عنقایی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2813
هست دیوان شعر من اکثر
غزل عاشقان شیدایی
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 10
یار شد شهرگرد و هر جایی
جاکن ای دل به کنج تنهایی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 285
بر درِ خوب رویی منزل گیر
چون پی حاجتی برون آیی
جامیرسالهٔ اربعین(26) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة)
تا کیام انتظار فرمایی
وقت نامد که روی بنمایی؟
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 500
همه چشمیم تا برون آیی
همه گوشیم تا چه فرمایی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 512
ای ربوده دلم به رعنایی
این چه لطف است و آن چه زیبایی؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 287
چه بود گر نقاب بگشایی؟
بیدلان را جمال بنمایی؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 291
ای ربوده دلم به رعنایی
این چه لطف است و این چه زیبایی؟
عراقیعشاقنامهفصل دهمبخش 2 - غزل
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

