غزل شمارهٔ 285

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
یار شد شهرگرد و هر جایی
1

یار شد شهرگرد و هر جایی

جاکن ای دل به کنج تنهایی

2

رخش آلوده نظرها شد

نظر خود به وی چه آلایی

3

چون ز معشوقیش نیاسودی

به که از عاشقی برآسایی

4

گرچه بینایی بصرها شد

طلعت او به حسن و زیبایی

5

همنشین دیدنش به هر سفله

داد بیزاریم ز بینایی

6

شهره گشته ست گل به خود رویی

واو ز گل شهره تر به خودرایی

7

پیری و لاف عشق جامی چند

به کزین گفت و گوی بازآیی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش می گفت پیر ترسایی

یاد دارم ز مرد دانایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1960

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2813

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3151

تا کی‌ام انتظار فرمایی

وقت نامد که روی بنمایی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 500

همه چشمیم تا برون آیی

همه گوشیم تا چه فرمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 512

ای ربوده دلم به رعنایی

این چه لطف است و آن چه زیبایی؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 287

چه بود گر نقاب بگشایی؟

بی‌دلان را جمال بنمایی؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 291

ای ربوده دلم به رعنایی

این چه لطف است و این چه زیبایی؟

عراقیعشاق‌نامهفصل دهمبخش 2 - غزل

منم و گوشه‌ای و سودایی

تن من جایی و دلم جایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 842

از غمت روز و شب به تنهایی

مونس عاشقان سودایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 844

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور