غزل شمارهٔ 844

شاعر: عطار

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
از غمت روز و شب به تنهایی
1

از غمت روز و شب به تنهایی

مونس عاشقان سودایی

2

عاشقان را ز بیخ و بن برکند

آتش عشقت از توانایی

3

عشق با نام و ننگ ناید راست

ندهد عشق دست رعنایی

4

عشق را سر برهنه باید کرد

بر سر چارسوی رسوایی

5

بس که خفتند عاشقان در خون

تا تو از رخ نقاب بگشایی

6

تا ز ما ذره‌ای همی ماند

تو ز غیرت جمال ننمایی

7

در حجابیم ما ز هستی خویش

ما نهانیم و تو هویدایی

8

هستی ما به پیش هستی تو

ذره‌ای هستی است هر جایی

9

هستی ما و هستی تو دویی است

راست ناید دویی و یکتایی

10

نیست عطار را درین تک و پوی

هیچ راهی به جز شکیبایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش می گفت پیر ترسایی

یاد دارم ز مرد دانایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1960

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2813

هست دیوان شعر من اکثر

غزل عاشقان شیدایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 10

یار شد شهرگرد و هر جایی

جاکن ای دل به کنج تنهایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 285

بر درِ خوب رویی منزل گیر

چون پی حاجتی برون آیی

جامیرسالهٔ اربعین(26) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة)

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3151

تا کی‌ام انتظار فرمایی

وقت نامد که روی بنمایی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 500

همه چشمیم تا برون آیی

همه گوشیم تا چه فرمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 512

ای ربوده دلم به رعنایی

این چه لطف است و آن چه زیبایی؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 287

چه بود گر نقاب بگشایی؟

بی‌دلان را جمال بنمایی؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 291

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور