غزل شمارهٔ 291
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1چه بود گر نقاب بگشایی؟
چه بود گر نقاب بگشایی؟
بیدلان را جمال بنمایی؟
مفلسان را نظارهای بخشی؟
خستگان را دمی ببخشایی؟
عمر ما شد، دریغ! ناشده ما
بر سر کوی تو تماشایی
با وصالت نپخته سودایی
از فراغت شدیم سودایی
چه توان کرد؟ یار مینشنوی
هیچ باشد که یار ما آیی؟
جان را به چهره شاد کنی؟
دل ما را به غمزه بربایی؟
بی تومان جان و دل نمیباید
دل ما را به جان تو میبایی
پرده بردار، تا سر اندازیم
به سر کوی تو، ز شیدایی
ور بر آنی که خون ما ریزی
غمزه را حکم کن، چه میپایی؟
مفلسانیم بر درت عاجز
منتظر گشته تا چه فرمایی؟
چون عراقی امید دربسته
تا در بسته، بو که، بگشایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دوش می گفت پیر ترسایی
یاد دارم ز مرد دانایی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1960
نقش ما شد وبال یکتایی
برد طاووس عرض عنقایی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2813
هست دیوان شعر من اکثر
غزل عاشقان شیدایی
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 10
یار شد شهرگرد و هر جایی
جاکن ای دل به کنج تنهایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 285
بر درِ خوب رویی منزل گیر
چون پی حاجتی برون آیی
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(26) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة)
چند اندر میان غوغایی
خوی کن پاره پاره تنهایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3151
تا کیام انتظار فرمایی
وقت نامد که روی بنمایی؟
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 500
همه چشمیم تا برون آیی
همه گوشیم تا چه فرمایی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 512
منم و گوشهای و سودایی
تن من جایی و دلم جایی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 842
از غمت روز و شب به تنهایی
مونس عاشقان سودایی
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 844
Sources
Persian text source: Ganjoor

