غزل شمارهٔ 2890

Toggle stanza 1
سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
1
سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی
2
هر چه گویی تو اگر تلخ و اگر شور خوش است
گوهر دیده و دل جانی و جان افزایی
3
نه به بالا نه به زیری و نه جان در جهت است
شش جهت را چه کنم در دل خون پالایی
4
سر فروکن که از آن روز که رویت دیدم
دل و جان مست شد و عقل و خرد سودایی
5
هر کی او عاشق جسم است ز جان محروم است
تلخ آید شکر اندر دهن صفرایی
6
ای که خورشید تو را سجده کند هر شامی
کی بود کز دل خورشید به بیرون آیی
7
آفتابی که ز هر ذره طلوعی داری
کوه‌ها را جهت ذره شدن می‌سایی
8
چه لطیفی و ز آغاز چنان جباری
چه نهانی و عجب این که در این غوغایی
9
گر خطا گفتم و مقلوب و پراکنده مگیر
ور بگیری تو مرا بخت نوم افزایی
10
صورت عشق توی صورت ما سایه تو
یک دمم زشت کنی باز توام آرایی
11
می‌نماید که مگر دوش به خوابت دیدم
که من امروز ندارم به جهان گنجایی
12
ساربانا بمخوابان شتر این منزل نیست
همرهان پیش شدستند که را می‌پایی
13
هین خمش کن که ز دم آتش دل شعله زند
شعله دم می‌زند این دم تو چه می‌فرمایی
14
شمس تبریز چو در شمس فلک درتابد
تابش روز شود از وی نابینایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی

وان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1854

نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی

کعبه دل شوی و در حرم جان آیی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1989

شور گمگشتگی‌ام زد به در رسوایی

حیف همت‌ که شود منفعل عنقایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2809

می زند راه دلم شکل سهی بالایی

که نمی بینمش از سروقدان همتایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

ای که در پرده به بازار جهان می آیی

ما تو بودیم ازین پیش و تو اکنون مایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 973

ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی

چشم بد دور ز روی تو که بس زیبایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 977

خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی

که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 43

دَر هَمِه دِیْرِ مُغان نیست چو مَن، شِیْدایی

خِرْقِه، جایی گِرُوِ بادِه و دَفْتَر، جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 490

تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی

کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 503

عیش فرش است در آن محفل روح افزایی

که فتد شیشه می جایی و ساقی جایی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6843

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور