غزل شمارهٔ 977

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی
1

ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی

چشم بد دور ز روی تو که بس زیبایی

2

ای خوش آن دیده که اول به رخت می‌افتد

بامدادان که به صد جلوه برون می‌آیی

3

لطف و انعام تو عام است ندانم که چرا

هیچ گه بر من درویش نمی‌بخشایی

4

سوز من روشنت آن دم شود ای شمع چگل

که شبی سوخته باشی به غم تنهایی

5

گر نیرزم به جوابی چو سلامت گویم

چشم دارم که به دشنام زبان بگشایی

6

چند سودای بتان وای ازین خون خوردن

تا به کی طعن کسان آه ازین رسوایی

7

عقل گفتا نرسد وصل سلاطین به گدا

بیش ازین در طلبش عمر چه می‌فرسایی

8

عشق فریاد برآورد که ای عقل خموش

بس بود لذت درد طلب و جویایی

9

جامی از خیل سگان یا ز غلامان باشد

بنده حلقه به گوش است چه می‌فرمایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی

وان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1854

نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی

کعبه دل شوی و در حرم جان آیی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1989

شور گمگشتگی‌ام زد به در رسوایی

حیف همت‌ که شود منفعل عنقایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2809

خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی

که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 43

دَر هَمِه دِیْرِ مُغان نیست چو مَن، شِیْدایی

خِرْقِه، جایی گِرُوِ بادِه و دَفْتَر، جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 490

بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2887

سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی

سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2890

تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی

کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 503

عیش فرش است در آن محفل روح افزایی

که فتد شیشه می جایی و ساقی جایی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6843

باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی

کاین براقی است که تا عرش ناستد جایی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6844

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور