غزل شمارهٔ 2896
Toggle stanza 1قره العین منی ای جان بلی
11
قره العین منی ای جان بلی
ماه بدری گرد ما گردان بلی
22
صد هزاران آفرین بر روی تو
میفرستد حوری و رضوان بلی
33
ای چراغ و مشعله هفت آسمان
خاکیان را آمدی مهمان بلی
44
از کمال رحمت و شاهنشهی
گنج آید جانب ویران بلی
55
سرو رحمت چون خرامان شد به باغ
یابد ابلیس لعین ایمان بلی
66
چون شکستی شیشه درویش را
واجب آید دادن تاوان بلی
77
ملک بخشد مالک الملک از کرم
علم بخشد علم القرآن بلی
88
آفتابی چون ز مشرق سر زند
ذرهها آیند در جولان بلی
99
جاء ربک و الملائک چون رسید
هر محال اکنون شود امکان بلی
1010
در فتوح فتحت ابوابها
گرددت دشوارها آسان بلی
1111
امشب ای دلدار خواب آلود من
خواب را رانی ز نرگسدان بلی
1212
چشم نرگس چون به ترک خواب گفت
بر خورد از فرجه بستان بلی
1313
مغز خود را چون ز غفلت پاک روفت
بو برد از گلبن و ریحان بلی
1414
روز تا شب مست و شب تا روز مست
سخت شیرین باشد این دوران بلی
1515
بلبلا بر منبر گلبن بگو
هست محسن درخور احسان بلی
1616
چون فزون شد اشتهای مستمع
سنگ آرد منطق لقمان بلی
1717
از دیار مصر مر یعقوب را
ریح یوسف شد سوی کنعان بلی
1818
گر خمش باشی و سر پنهان کنی
سر شود پیدا از آن سلطان بلی
1919
خامشی صبر آمد و آثار صبر
هر فرج را میکشد از کان بلی

