غزل شمارهٔ 2869
شاعر: رومی
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قافیہ: دهدانشمندی
صنف: غزل
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
11
هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
همچو نقرهست در آتشکده دانشمندی
22
بر امید کرم و رحمت بخشایش تو
از ره دور به سر آمده دانشمندی
33
هست ز اوباش خیالات تو اندر ره عشق
خسته و شیفته و ره زده دانشمندی
44
چه زیان دارد خوبی تو را دوست اگر
قوت یابد ز چنین مایده دانشمندی
55
با چنین جام جنونی که تو گردان کردی
کی بماند به سر قاعده دانشمندی
66
کی روا دارد انصاف و جوانمردی تو
که به غم کشته شود بیهده دانشمندی
77
کی روا دارد خورشید حق گرمی بخش
که فسرده شود از مجمده دانشمندی
88
جانب مدرسه عشق کشیدش لطفت
تا ز درس تو برد فایده دانشمندی
99
نحس تربیع عناصر بگرفتش رحمی
تا منور شود از منقده دانشمندی
1010
بس سخن دارد وز بیم ملال دل تو
لب ببستهست در این معبده دانشمندی

