غزل شمارهٔ 2874

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
1
سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
که گریزید ز خود در چمن بی‌خبری
2
رو به دل کردم و گفتم که زهی مژده خوش
که دهد خاک دژم را صفت جانوری
3
همه ارواح مقدس چو تو را منتظرند
تو چرا جان نشوی و سوی جانان نپری
4
در مقامی که چنان ماه تو را جلوه کند
کفر باشد که از این سو و از آن سو نگری
5
گر تو چون پشه به هر باد پراکنده شوی
پس نشاید که تو خود را ز همایان شمری
6
بمترسان دل خود را تو به تهدید خسان
که نشاید که خسان را به یکی خس بخری
7
حیله می‌کرد دلم تا ز غمش سر ببرد
گفتم ای ابله اگر سر ببری سر نبری
8
شمس تبریز خیالت سوی من کژ نگریست
رفتم از دست و بگفتم که چه شیرین نظری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری

پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1991

نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری

این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 487

خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را

باز گویم نه، که صد بار از او نحس‌تری

سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 45

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری

خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 545

خواستم تا زحلی گویمت از روی قیاس

بازگویم نه که صدباره ازو نحس‌تری

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 201

دامن جامه که در خار مغیلان بگرفت

گر تو خواهی که به تندی برهانی بدری

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 202

برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست

طبق حلوا داماد و تو او را خسری

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 181

شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری

آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 182 - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی

که برد از من بی‌دل بر جانان خبری؟

یا که آرد ز نسیم سر کویش اثری؟

عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 24 - در مدح شیخ حمیدالدین

به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

کی فریبد شه طرار مرا طراری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2871

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور