Toggle stanza 1
شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
1
شکنی شیشه مردم گرو از من گیری
همه شب عهد کنی روز شکستن گیری
2
شیری و شیرشکن کینه ز خرگوش مکش
قادری که شکنی شیر و تهمتن گیری
3
ای سلیمان که به فرمانت بود دیو و پری
بی گنه مور چرا بر سر خرمن گیری
4
ننگری هیچ غنی را و یکی عوری را
خوش گریبان کشی و گوشه دامن گیری
5
هین مترس ای دل از آن جور که مؤمن آن جاست
ای دل ار عاقلی آرام به مؤمن گیری
6
ترک یک قطره کنی ماهی دریا باشی
ترک یک حبه کنی ملکت مخزن گیری
7
دور از آبی تو چو روغن چو همه او نشوی
چون شدی او پس از آن آب ز روغن گیری
8
ننگ مردانی اگر او به جفا نیزه کشد
به سوی او نروی و پی جوشن گیری

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور