باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 3001مرا پیمانه کی سیر از شراب ناب می‌سازد؟

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3002محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3003محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3004چها تا با هوسناکان کند رخسار گلرنگش

21 اشعار

غزل شمارهٔ 3005جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3006چراغ حسن را دامان خط مستور می‌سازد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3007نمک داغ مرا چون مرهم کافور می‌سازد

16 اشعار

غزل شمارهٔ 3008برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3009دل خام مرا رخسار آتشناک می‌سازد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3010غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3011زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد

16 اشعار

غزل شمارهٔ 3012لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3013فرنگی‌طلعتی کز دین مرا بیگانه می‌سازد

17 اشعار

غزل شمارهٔ 3014به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3015خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3016سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی‌سازد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3017زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3018دماغ خشک ما را باده رنگین نمی سازد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 3019مکن کاری که از جورت دل اندوهگین لرزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3020قدح لبریز چون شد از شراب ناب می لرزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3021به مقدار بصیرت خاطر آگاه می لرزد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3022مرا چون دل تپد در بر، دل جانانه می لرزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3023دل ما بر سیه روزان فقر از خود فزون سوزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3024سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3025اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می‌سوزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3026خمار می مرا در گوشه میخانه می‌سوزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3027کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3028مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3029غبار تیره بختی از دهان شکوه می خیزد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3030ز ماتمخانه ما نغمه عشرت کجا خیزد؟

15 اشعار

غزل شمارهٔ 3031ز اشک دیده بیدرد زنگ از دل کجا خیزد؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3032به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 3033زرفتارت امان از عالم ایجاد برخیزد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3034زدین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 3035مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3036خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3037مرا آن روز از آیینه دل زنگ برخیزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3038به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3039نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3040کجا تدبیر پیران کهنسال از جوان خیزد؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3041کجا بی باده زنگ از خاطر اندوهگین خیزد؟

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3042زرخسار تو رنگ از گلشن ایجاد می خیزد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 3043مرا از دل زقرب خط دلبر دود می خیزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3044زسوز دل مرا از چشم گریان دود می خیزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3045مرا اسباب عشرت از دل دیوانه می‌خیزد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 3046دل هر کس به تعظیم سخن از جا نمی خیزد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 3047زدل زنگ ملال از باده احمر نمی خیزد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3048غبار غم به می از جان غم پرور نمی خیزد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 3049که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟

5 اشعار

غزل شمارهٔ 3050سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد

9 اشعار