باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 2251از وصل صدف گهر گریزان است
15 اشعار
غزل شمارهٔ 2252از حسن تو جیب خاک پر ماه است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2253لطف بتان جانگدازتر ز عتاب است
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2254حلقه گوش تو گوشواره صبح است
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2255حلقه آه مرا سپهر نگین است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2256زیر بال است پناهی که مراست
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2257خود به خود چشم تو در گفتارست
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2258ترک چشم مخمورش مست ناتوانیهاست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2259شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2260مرهم کافور خلق پرده صد نشترست
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2261غباری بجا از زمین مانده است
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2262زمین نقش پایی است بر آستانت
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2263آیینه را سیاه کند با غبار بحث
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2264بر رخ ممکن بود پیوسته گرد احتیاج
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2265چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2266نیست روی عرق آلود به گوهر محتاج
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2267داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2268نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2269نیست یک گوهر سیراب به اندازه موج
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2270به داغ عشق نباشد مرا جگر محتاج
19 اشعار
غزل شمارهٔ 2271تا چند آه سرد کشی ز آرزوی گنج؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2272آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2273دور کن از دل هوس در پیرهن اخگر مپیچ
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2274بی شهادت زینهار از تیغ جانان سرمپیچ
17 اشعار
غزل شمارهٔ 2275لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2276ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2277لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2278در جبین کس نمی بینیم انوار صلاح
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2279تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟
4 اشعار
غزل شمارهٔ 2280قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح
15 اشعار
غزل شمارهٔ 2281چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2282عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2283خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2284گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبح
15 اشعار
غزل شمارهٔ 2285نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
آڈیو
7 اشعارغزل شمارهٔ 2286می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2287خاک از خواب عدم جست ز بیداری صبح
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2288گر به اخلاص رخ خود به زمین سایی صبح
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2289نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2290منه چو ساده دلان دل به کامرانی صبح
8 اشعار
غزل شمارهٔ 2291قسم به خط لب ساقی و دعای قدح
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2292دهد به روزن اگر نور، مهر تابان طرح
19 اشعار
غزل شمارهٔ 2293زان پیشتر که تیغ کشد آفتاب صبح
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2294آفاق را کند به نفش مشکبار صبح
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2295از بس مکدرست درین روزگار صبح
21 اشعار
غزل شمارهٔ 2296لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2297از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2298روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح
6 اشعار
غزل شمارهٔ 2299دل زنده می کند نفس جانفزای صبح
16 اشعار
غزل شمارهٔ 2300زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
9 اشعار

