باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 2301مهره مارست مهر، مار گزیده است صبح

13 اشعار

غزل شمارهٔ 2302تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2303ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2304دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2305مستمع را کام ناگردیده از دشنام تلخ

18 اشعار

غزل شمارهٔ 2306مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2307اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ

21 اشعار

غزل شمارهٔ 2308مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ

19 اشعار

غزل شمارهٔ 2309وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 2310شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد

17 اشعار

غزل شمارهٔ 2311از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2312خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتاد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2313بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2314ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2315حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2316تا ز خط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2317بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2318مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2319کشتی دریایی‌ای دیدم دلم آمد به یاد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2320غفلت دل از شراب ناب می گردد زیاد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2321رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2322دل عبث چندین ز تقدیر الهی می تپد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2323غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2324رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2325از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2326آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2327هرکه با خود درد و داغ دل‌سِتان را می‌برد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2328زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2329جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2330عشق اول ناتوانان را به منزل می برد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2331از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 2332شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2333چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد

5 اشعار

غزل شمارهٔ 2334وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2335از شکست من دم تیغ تغافل می‌پرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2336چشم برق از اشتیاق خرمن من می پرد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 2337می خورد با دیگران مستانه بر ما بگذرد

19 اشعار

غزل شمارهٔ 2338بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2339تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 2340بوسه چون محروم از آن لبهای خندان بگذرد؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2341سر گردان چند از من آن سرو خرامان بگذرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2342جان مشتاقان زکوی دلستان چون بگذرد؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2343لاله شبنم فریبت برگ گل را آب کرد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2344خط لب لعل ترا بی آب نتوانست کرد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 2345چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 2346چرخ زنگاری مرا غمناک نتوانست کرد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2347در غبار خط همان زلفش بود جویای دل

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2348چاره غفلت دل آگاه نتوانست کرد

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2349عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2350تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد

9 اشعار