غزل شمارهٔ 2303
Toggle stanza 1ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ
11
ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ
چشمه های خون روان کن از دل سنگین چرخ
22
شعله سودا سزاوار سر پرشور ماست
آتش خورشید خواهد مجمر زرین چرخ
33
تیغ و جام می به کف بیرون خرامید آفتاب
تا شود روشن که همدست است مهر و کین چرخ
44
قسمت شب زنده داران می شود انوار فیض
نافه اندازد دل شب آهوی مشکین چرخ
55
با مسیحای مجرد زیر یک پیراهن است
چون نسوزد شمع مهر و ماه بر بالین چرخ؟
66
مو بر اندامش زبان مار و افعی می شود
از ستاره هر که را دندان نماید کین چرخ
77
با زبان گندمین خود قناعت کرده ایم
نیست ما را چشم رزق از خوشه پروین چرخ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

