Toggle stanza 1
از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
1

از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟

باد نتوانست نکهت زین چمن بیرون برد

2

شمع را خاکستر پروانه اینجا سرمه داد

کیست راز عشق را از انجمن بیرون برد؟

3

در به روی طوطیان آیینه از زنگار بست

این سزای آن که از خلوت سخن بیرون برد

4

پرتو لعل لب او گر نیفروزد چراغ

راه نتواند تبسم زان دهن بیرون برد

5

دولت تردامنان پا در رکاب نیستی است

زود شبنم رخت هستی از چمن بیرون برد

6

شمع تر کرد از عرق پیراهن فانوس را

کیست تا پروانه را از انجمن بیرون برد؟

7

سرمه خط خامشی گرد لب ساغر کشید

تا مباد از مجلس مستان سخن بیرون برد

8

هر که می خواهد شود فکر جهانگردش غریب

به که چون صائب گرانی از وطن بیرون برد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور