غزل شمارهٔ 2338
Toggle stanza 1بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد
11
بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد
از بساط خار با دامان پر گل بگذرد
22
جنگ دارد با توکل، بر توکل اعتماد
آن توکل دارد اینجا کز توکل بگذرد
33
رنگ و بو روشن ضمیران را نگردد سنگ راه
چون شود خورشید طالع شبنم از گل بگذرد
44
می شود باد خزان شیرازه جمعیتش
عمر هر کس در پریشانی چون سنبل بگذرد
55
نکته ها درج است در هر صفحه رخسار گل
چون بر این مجموعه در یک هفته بلبل بگذرد؟
66
در بهار از باده گلگون گذشتن مشکل است
واعظ از ما بگذران تا موسم گل بگذرد
77
از تواضع می توان مغلوب کردن خصم را
می شود باریک چون سیلاب از پل بگذرد
88
نغمه سنجانی که صائب از مقامات آگهند
گوش می گیرند هر جا حرف بلبل بگذرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

