غزل شمارهٔ 2263
Toggle stanza 1آیینه را سیاه کند با غبار بحث
11
آیینه را سیاه کند با غبار بحث
گو آسمان مکن به من خاکسار بحث
22
در عالم شهود ندارد دلیل راه
حیران عشق را نکند بیقرار بحث
33
آخر کدام نقص ازین بیشتر بود؟
کز خجلت طرف نشود شرمسار بحث
44
بر ساحل افکند خس و خاشاک را محیط
از مجلس حضور بود بر کنار بحث
55
از نبض اختیار، بلا موج می زند
تسلیم هر که شد نکند اختیار بحث
66
بر سنگ خاره زد گهر آبدار خویش
هر کاملی که کرد به ناقص عیار بحث
77
آیینه را ز نقش پریشان مکن سیاه
در مجلس حضورمکن زینهار بحث
88
یک عقده وا نشد زدل ارباب علم را
چندان که برد ناخن دقت به کار بحث
99
با روی تیغ، ناخن جوهر چه می کند؟
دلهای ساده را ننماید فگار بحث
1010
صائب نصیحتی است ز صاحبدلان مرا
تا صلح ممکن است مکن اختیار بحث
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

