غزل شمارهٔ 2296
Toggle stanza 1لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
11
لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
از خشکی دماغ محور بر دماغ صبح
22
عشقی که صادق است شام مطلبش
از خود شراب لعل برآرد ایاغ صبح
33
بی شست و شوی، نامه پاکان بود سفید
پرورده است در نمک خویش داغ صبح
44
در پرده جلوه های نهان هست فیض را
غافل مباش در دل شب از سراغ صبح
55
شمعی بس است ظلمت آیینه خانه را
رنگین شود ز یک گل خورشید باغ صبح
66
پا در رکاب برق بود حسن نوخطان
زنهار بر مدار نظر از چراغ صبح
77
صائب ز سینه انجمن افروز عالم
تا گرم شد چو مهر سرم از ایاغ صبح
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

