باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 6503خط شبرنگ با لعل لب جانان زند پهلو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6504زمین از اشک پرشورم به طوفان می زند پهلو
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6505هر که چون شبنم گل پاک بود گوهر او
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6506برخوری زان لب میگون که ز اندیشه او
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6507کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6508نه خط است این که دمید از لب جان پرور تو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6509چشم را خیره کند پرتو زیبایی تو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6510چرب نرمی ز رقیبان ستمکار مجو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6511کی دوبین می شود از سایه تماشایی سرو؟
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6512از سر کوی قناعت به در شاه مرو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6513ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6514بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6515عنان به طول امل داده ای دریغ از تو
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6516ز کعبه سنگ به دل می زند خلیل از تو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6517رسید خانه زین عاقبت به کام از تو
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6518زمین نشسته به خاک سیاه از غم تو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6519ز گل فزود مرا خارخار خنده تو
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6520چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6521شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
آڈیو
9 اشعارغزل شمارهٔ 6522زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6523ز من شکیب به قدر دل فگار بجو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6524چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6525مشو چو موج شلاین به هر کنار و برو
24 اشعار
غزل شمارهٔ 6526ز شرم قد بلند تو آب گردد سرو
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6527ز جلوه های صنوبرقدان ز راه مرو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6528روزی که پسته دید لب همچو قند او
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6529شد خط مشکبار عیان از عذار او
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6530خطت که رفت در بغل هاله ماه ازو
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6531میخانه ای که شوق تو باشد مدام او
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6532از گرد خط گرفته مباد آفتاب تو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6533چون سر زند ز مشرق زین آفتاب تو
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6534از بس ز خون ما شده گلگون عقیق تو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6535خون لاله لاله می چکد از رنگ آل تو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6536نتوان در آب و آینه دیدن مثال تو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6537از بس که سرکش است قد چون نهال تو
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6538ای فتنه سایه پرور سرو روان تو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6539تا کرد تیغ غمزه حمایل نگاه تو
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6540ای شاخ گل شکسته طرف کلاه تو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6541در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6542مپسند پر ز داغ کنم از جفای تو
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6543کردم اگر چه هر دو جهان رونمای تو
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6544در هیچ پرده نیست، نباشد نوای تو
آڈیو
12 اشعارغزل شمارهٔ 6545ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6546دام و کمند گردن دلهاست آرزو
20 اشعار
غزل شمارهٔ 6547یک صافدل در انجمن روزگار کو؟
16 اشعار
غزل شمارهٔ 6548خط بر عذار ساده نباشد مباش گو
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6549از اهل حق اگر نظری یافتی بگو
18 اشعار
غزل شمارهٔ 6550شد رعشه پیری پر و بال طلب تو
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6551وحشی تر از آهوست نشان قدم تو
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6552چون شبنم روشن گهر با خار و گل یکرنگ شو
11 اشعار

