غزل شمارهٔ 6515

Toggle stanza 1
عنان به طول امل داده ای دریغ از تو
1

عنان به طول امل داده ای دریغ از تو

به کوچه غلط افتاده ای دریغ از تو

2

دلی که هر دو جهان رونمای او نشود

به هیچ و پوچ ز کف داده ای دریغ از تو

3

چو سرو با همه باری که بسته ای بر دل

دلت خوش است که آزاده ای دریغ از تو

4

برای خرده سهلی که می رود بر باد

غمین چو غنچه نگشاده ای دریغ از تو

5

فتاده است مکرر ز چشم ما دنیا

ازین فتاده تو افتاده ای دریغ از تو

6

به محفلی که ادب پا به احتیاط نهد

عنان گسسته تر از باده ای دریغ از تو

7

درین چمن که گل از شوق آب می گردد

چو آب آینه استاده ای دریغ از تو

8

در امید که هرگز نبسته ای بر خلق

به روی صائب نگشاده ای دریغ از تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور