غزل شمارهٔ 494
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1به دست طبع عنان داده ای دریغ از تو
11
به دست طبع عنان داده ای دریغ از تو
به چنگ صد هوس افتاده ای دریغ از تو
22
حریف نغمه مستان و صحن بستانی
نه مرد سبحه و سجاده ای دریغ از تو
33
ز عیش های صبوحی به دامن عصمت
چه داغ شرم که ننهاده ای دریغ از تو
44
به صیدگاه ضعیفان ز بازوی شوخی
چه تیر جور که نگشاده ای دریغ از تو
55
به گرد لاله لالی درین سرابستان
بگفت سوسن آزاده ای دریغ از تو
66
جمال موصلیان خوی کوفیان داری
نه در دیار وفا زاده ای دریغ از تو
77
به ناز کشته ای و بر مزار کشته خویش
تحیتی نفرستاده ای دریغ از تو
88
زمام شرم به یک جرعه می دهی از دست
سبک وقار و تنک باده ای دریغ از تو
99
فسون عشوه اثر زود می کند به دلت
به هیچ رام شوی، ساده ای دریغ از تو
1010
به مجمعی که به پروانگی نیرزندت
چو شمع تا سحر استاده ای دریغ از تو
1111
به هر حدیث «نظیری » عتاب می ورزی
به کین اهل دل آماده ای دریغ از تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

