Toggle stanza 1
از نصیحت برفروزد روی تو
1

از نصیحت برفروزد روی تو

از شکر گردد ترش ابروی تو

2

چند گرم خشم و بی باکی شدن

روی تو در آتشست از خوی تو

3

با می ما مشگ تو آمیختند

رنگ ما نگرفتی و ما بوی تو

4

تا که پا از خانه بیرون می نهم

در بیابان می رمد آهوی تو

5

گریم و خاک رهت شویم به اشک

جای خود گم کرده ام در کوی تو

6

گه گهم از رشحه ای سیراب کن

آب خوبی نیست کم در جوی تو

7

تحفه ای زان حقه مرهم فرست

تا دلم بگشاید از پهلوی تو

8

بهر دفع مرگ حرز جان کنم

گر خدنگی یابم از بازوی تو

9

دوستان را پشت بر صحبت مکن

روی دل دارد «نظیری » سوی تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا شدم چشم آشنا با روی تو

چشمه ها از من روان شد سوی تو

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1688

ترک من ای من غلام روی تو

جمله شاهان جهان هندوی تو

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1986

شکر ایزد را که دیدم روی تو

یافتم ناگه رهی من سوی تو

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2225

صوفیانیم آمده در کوی تو

شیء لله از جمال روی تو

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2230

ای ببرده آب آتش روی تو

عالمی در آتشند از خوی تو

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 362

باد عنبر برد خاک کوی تو

آب آتش ریخت رنگ روی تو

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 363

ای همه میل دل من سوی تو

قبلهٔ جان چشم تو و ابروی تو

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 229

ترک من، ای من غلام روی تو

جمله ترکان جهان هندوی تو

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 230

ای جهانی پشت گرم از روی تو

میل جان از هر دو عالم سوی تو

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 696

ای خم چرخ از خم ابروی تو

آفتاب و ماه عکس روی تو

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 697

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور