غزل شمارهٔ 1688

Toggle stanza 1
تا شدم چشم آشنا با روی تو
1

تا شدم چشم آشنا با روی تو

چشمه ها از من روان شد سوی تو

2

بس که مویت در خیال من نشست

در خیالم کین منم با موی تو

3

عاشق روی توام کز بس صفا

روی توان دیدن اندر روی تو

4

من کجا خسپم که از فریاد من

شب نمی خسپد کسی در کوی تو

5

گفتیم بی روی من در گل مبین

چون کنم، می آیدم زو بوی تو

6

نفگنی در گردنم دستی که نیست

این کمان را طاقت بازوی تو

7

سر به زانو مانده ام از دامنت

تا چرا بوسد سر زانوی تو

8

بنده خسرو از سر جان خواستت

تا نشیند ساعتی پهلوی تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شکر ایزد را که دیدم روی تو

یافتم ناگه رهی من سوی تو

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2225

صوفیانیم آمده در کوی تو

شیء لله از جمال روی تو

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2230

ای ببرده آب آتش روی تو

عالمی در آتشند از خوی تو

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 362

باد عنبر برد خاک کوی تو

آب آتش ریخت رنگ روی تو

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 363

ای همه میل دل من سوی تو

قبلهٔ جان چشم تو و ابروی تو

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 229

ترک من، ای من غلام روی تو

جمله ترکان جهان هندوی تو

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 230

ای جهانی پشت گرم از روی تو

میل جان از هر دو عالم سوی تو

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 696

ای خم چرخ از خم ابروی تو

آفتاب و ماه عکس روی تو

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 697

ای دو عالم پرتوی از روی تو

جنت الفردوس خاک کوی تو

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 698

ای دو عالم یک فروغ از روی تو

هشت جنت خاک‌بوس کوی تو

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 699

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور