باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 5803با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5804تا چند خون زرشک تماشاییان خورم؟
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5805همت بلند نام شد از طبع سرکشم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5806چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5807از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5808از گوهر سرشک بود آب و تاب چشم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5809از گریه شبانه فزاید جلای چشم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5810از زلف او چگونه دل ناتوان کشم؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5811آن بختم از کجاست سخن زان دهن کشم؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5812از روی نرم سرزنش خار می کشم
آڈیو
10 اشعارغزل شمارهٔ 5813اول سری به رخنه دیوار می کشم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5814تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5815از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5816سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5817دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5818از موج اشک، کام نهنگ است مسکنم
18 اشعار
غزل شمارهٔ 5819چون نیست پای آن که ز عالم بدر زنم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5820کو ناخنی که رخنه به داغ جگر کنم؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5821چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5822آغاز خط مفارقت از یار میکنم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5823روزی که چشم بر رخ او باز می کنم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5824دل را جلا به دیده نمناک می کنم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5825لب چون صدف به آب گهر تر نمیکنم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5826نزدیک من میا که ز خود دور می شوم
14 اشعار
غزل شمارهٔ 5827نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5828می می کشند لاله عذاران ز روی هم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5829تا چند پیر میکده را درد سر دهم؟
13 اشعار
غزل شمارهٔ 5830سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5831کاری مکن که رو به در آسمان نهم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5832دست طمع ز مایده چرخ شسته ایم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5833از دست رفت فرصت و ما پا شکسته ایم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5834عمری است ما لب از طمع خام بستهایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5835طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5836خندان به زیر تیغ تغافل نشسته ایم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 5837خرسند با هزار تمنی نشسته ایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 5838ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم
آڈیو
14 اشعارغزل شمارهٔ 5839این سطرهای آه که هرجا نوشتهایم
16 اشعار
غزل شمارهٔ 5840جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5841از زلف یار رنگ دگر برگرفتهایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5842ما شمع را به شهپر خود، سر گرفتهایم
17 اشعار
غزل شمارهٔ 5843یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم
15 اشعار
غزل شمارهٔ 5844ما هوش خود به باده گلرنگ داده ایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 5845ما نقض دلپذیر ورقهای سادهایم
آڈیو
12 اشعارغزل شمارهٔ 5846هر چند همچو ذره محقر فتاده ایم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5847ما نام خود ز صفحه دلها سترده ایم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 5848ما توبه را به طاعت پیمانه برده ایم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5849خورشید داغ گوهر عالمفروز ماست
18 اشعار
غزل شمارهٔ 5850ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 5851ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 5852ما رنگ گل ز بوی گل ادراک کرده ایم
9 اشعار

