Toggle stanza 1
تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم
1

تیغ برهنه را به بغل تنگ می کشم

چون ساغری ز باده گلرنگ می کشم

2

شبدیز عقل ترک حرونی نمی کند

گلگون باده را به ته تنگ می کشم

3

خال تو سنگ کم به ترازوی من نهاد

من هم متاع دل به همین سنگ می کشم!

4

قرب مکان تسلی عاشق نمی دهد

در پای ناقه ناله به فرسنگ می کشم

5

آتش ز چشم تیشه فرهاد می جهد

هر ناخنی که بر جگر سنگ می کشم

6

صائب خمار زور چو می آورد به من

مینای باده را به بغل تنگ می کشم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور