Toggle stanza 1
دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم
1

دل را ز جوش گریه نگردید تاب کم

زور شراب عشق نگردد ز آب کم

2

بی داغ عشق پختگی از دل طمع مدار

خام است میوه ای که خورد آفتاب کم

3

آتش حریق بال سمندر نمی شود

مستور را ز باده نگردد حجاب کم

4

از وعده دروغ، دلی شاد کن مرا

هر چند تشنگی نشود از سراب کم

5

می خار خار آن لب میگون ز دل نبرد

شوق لقای گل نشود از گلاب کم

6

کوته ز پیچ و تاب شود گرچه رشته ها

طول امل نمی شود از پیچ و تاب کم

7

صد بار اگر شکسته مه را کند درست

یک ذره روشنی نشود ز آفتاب کم

8

صائب ز رستخیز چه غم راست خانه را؟

اندیشه از حساب کند خود حساب کم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور