غزل شمارهٔ 5851
Toggle stanza 1ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
11
ما پرده های گوش خود از هوش کرده ایم
پندی که داده اند به ما گوش کرده ایم
22
در آبگینه خانه بینش نشسته ایم
لب را ز حرف بیهده خاموش کرده ایم
33
گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند
با جبهه گشاده چو گل نوش کرده ایم
44
دارد چو تاک اگر رگ خامی شراب ما
تقصیر سعی ماست که کم جوش کرده ایم
55
بر خار خشک اگر نظر ما فتاده است
از یک نگاه، لاله بناگوش کرده ایم
66
داریم یاد هر که به ما کرده نیکویی
نیکی به هر که کرده فراموش کرده ایم
77
مگذار دست غیر به گردن رسد ترا
ما صبح را ز آه، سیه پوش کرده ایم
88
ما را اگر چو خامه ببرند سر، رواست
احباب را به نامه فراموش کرده ایم
99
صائب حرام باد به ما ذوق گفتگو
گر اینچنین سخن ز کسی گوش کرده ایم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

