غزل شمارهٔ 5805

Toggle stanza 1
همت بلند نام شد از طبع سرکشم
1

همت بلند نام شد از طبع سرکشم

گوگرد احمر خس و خارست آتشم

2

با آن که سنگ را به نظر لعل می کنم

از خاک تیره است چو خورشید مفرشم

3

در قبضه تصرف گردون کج نهاد

از راست خانگی چو کمان در کشاکشم

4

اندیشه از سیاهی لشکر چرا کنم؟

چون آفتاب مشرق تیرست ترکشم

5

از سوختن چگونه گریزم، که چون سپند

برآسمان اگر شده ام رزق آتشم

6

دارم چو موج تنگ در آغوش بحر را

وز جوش اشتیاق همان در کشاکشم

7

صائب چرا به رشته مریم برم پناه؟

شیرازه گیر نیست حواس مشوشم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور