باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 251تا به کی صرف رضاجویی دل‌ها باشم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 252اگر بر خود نمی بالد ز غارت کردن هوشم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 253بی پردگی محشر رسوایی خویشم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 254در وصل دل آزاری اغیار ندانم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 255بخت در خوابست می خواهم که بیدارش کنم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 256خود را همی به نقش طرازی علم کنم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 257می‌ربایم بوسه و عرض ندامت می‌کنم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 258رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 259در هر انجام محبت طرح آغاز افگنم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 260صبح ست خیز تا نفسی در هم افگنم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 261دگر نگاه ترا مست ناز می‌خواهم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 262گم گشته به کوی تو نه دل بلکه خبر هم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 263درد ناسازست و درمان نیز هم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 264نشاط آرد به آزادی ز آرایش بریدن هم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 265صبح شد خیز که روداد اثر بنمایم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 266شب‌های غم که چهره به خوناب شسته‌ایم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 267وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 268تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 269بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 270جلوه معنی به جیب وهم پنهان کرده‌ایم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 271بر لب یا علی سرای باده روانه کرده ایم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 272رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 273بیا که قاعده آسمان بگردانیم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 274بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 275سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 276ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان

10 اشعار

غزل شمارهٔ 277چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان

10 اشعار

غزل شمارهٔ 278به خونم دست و تیغ آلود جانان

12 اشعار

غزل شمارهٔ 279زهی باغ و بهار جان فشانان

15 اشعار

غزل شمارهٔ 280حیف ست قتلگه ز گلستان شناختن

12 اشعار

غزل شمارهٔ 281چیست به لب خنده از عتاب شکستن

12 اشعار

غزل شمارهٔ 282خوش بود فارغ ز بند کفر و ایمان زیستن

11 اشعار

غزل شمارهٔ 283خیره کند مرد را مهر درم داشتن

15 اشعار

غزل شمارهٔ 284جنون مستم به فصل نوبهارم می‌توان کشتن

12 اشعار

غزل شمارهٔ 285چه غم ار به جد گرفتی ز من احتراز کردن؟

11 اشعار

غزل شمارهٔ 286خجل ز راستی خویش می توان کردن

9 اشعار

غزل شمارهٔ 287تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟

20 اشعار

غزل شمارهٔ 288طاق شد طاقت ز عشقت بر کران خواهم شدن

10 اشعار

غزل شمارهٔ 289دل زان مژه تیز به یکبار کشیدن

13 اشعار

غزل شمارهٔ 290ای ز ساز زنجیرم در جنون نواگر کن

11 اشعار

غزل شمارهٔ 291بس که لبریزست ز اندوه تو سر تا پای من

11 اشعار

غزل شمارهٔ 292رشک سخنم چیست؟ نه شهد هوس ست این

9 اشعار

غزل شمارهٔ 293سرشک افشانی چشم ترش بین

13 اشعار

غزل شمارهٔ 294بالم به خویش بس که به بند کمند تو

11 اشعار

غزل شمارهٔ 295عرض خود برد که رسوایی ما خیزد ازو

12 اشعار

غزل شمارهٔ 296دولت به غلط نبود از سعی پشیمان شو

10 اشعار

غزل شمارهٔ 297گستاخ گشته ایم غرور جمال کو؟

12 اشعار

غزل شمارهٔ 298گویی به من کسی که ز دشمن رسیده کو؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 299حق که حقست سمیع ست فلانی بشنو

10 اشعار

غزل شمارهٔ 300هله من عاشق ذاتم تنه ناها یا هو

11 اشعار