غزل شمارهٔ 290
Toggle stanza 1ای ز ساز زنجیرم در جنون نواگر کن
11
ای ز ساز زنجیرم در جنون نواگر کن
بند گر بدین ذوق ست پاره ای گرانتر کن
22
فیض عیش نوروزی جاودانه خوش باشد
روز من ز تاریکی با شبم برابر کن
33
زانچه دل ز هم پاشد، لب چه طرف بربندد
یا مجال گفتن ده یا نه گفته باور کن
44
در رسایی سعیم عقده ها پیاپی زن
در روانی کارم فتنه ها شناور کن
55
ای که از تو می آید خس شررفشان کردن
زخم را ز خونابش بخیه ها پر آذر کن
66
خوی سرکشم دادی عجز رشک نپسندم
سینه من از گرمی تابه سمندر کن
77
«کن » به پارسی گفتی ساز مدعا کردم
هم به خویش در تازی گفته را مکرر کن
88
زین درونه کاویها گوهرم به کف نامد
خدمتی معین شد اجرتی مقرر کن
99
از درون روانم را در سپاس خویش آور
وز برون زبانم را شکوه سنج اختر کن
1010
بخشش خداوندی گر فراخور ظرف ست
هم به هوش بیشی ده هم به می توانگر کن
1111
بهر خویشتن غالب هستیی تراشیده ست
قهرمان وحدت را در میانه داور کن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

