باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 301شاها به بزم جشن چو شاهان شراب خواه

17 اشعار

غزل شمارهٔ 302بتی دارم از اهل دل رم گرفته

12 اشعار

غزل شمارهٔ 303مر ز فنا فراغ را مژده برگ و ساز ده

10 اشعار

غزل شمارهٔ 304گاهی به چشم دشمن و گاهی در آینه

10 اشعار

غزل شمارهٔ 305بر دست و پای بند گرانی نهاده ای

10 اشعار

غزل شمارهٔ 306چون زبان‌ها لال و جان‌ها پر ز غوغا کرده‌ای

12 اشعار

غزل شمارهٔ 307می‌رود خنده به سامان بهاران زده‌ای

12 اشعار

غزل شمارهٔ 308کیستم دست به مشاطگی جان زده‌ای

13 اشعار

غزل شمارهٔ 309دارم دلی ز غصه گران‌بار بوده‌ای

10 اشعار

غزل شمارهٔ 310سرچشمه خونست ز دل تا به زبان های

10 اشعار

غزل شمارهٔ 311در زمهریر سینه آسودگان نه ای

11 اشعار

غزل شمارهٔ 312خشنود شوی چون دل خشنود نیابی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 313دلم در ناله از پهلوی داغ سینه تابستی

15 اشعار

غزل شمارهٔ 314گر نه نواها سرودمی چه غمستی؟

13 اشعار

غزل شمارهٔ 315در بستن تمثال تو حیرت رقمستی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 316اندوه پرافشانی از چهره عیانستی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 317ای موج گل نوید تماشای کیستی؟

11 اشعار

غزل شمارهٔ 318به دل ز عربده جایی که داشتی داری

10 اشعار

غزل شمارهٔ 319ای به صدمه ای آهی بر دلت ز ما باری

10 اشعار

غزل شمارهٔ 320نفس را بر در این خانه صد غوغاست پنداری

9 اشعار

غزل شمارهٔ 321دیده ور آن که تا نهد دل به شمار دلبری

11 اشعار

غزل شمارهٔ 322از جسم به جان نقاب تا کی؟

7 اشعار

غزل شمارهٔ 323نخواهم از صف حوران ز صد هزار یکی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 324ز بس که با تو به هر شیوه آشناستمی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 325رفت آن که کسب بوی تو از باد کردمی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 326دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 327اگر به شرع سخن در بیان بگردانی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 328مژده خرمی و بی خللی را مانی

9 اشعار

غزل شمارهٔ 329بدین خوبی خرد گوید که کام دل مخواه از وی

11 اشعار

غزل شمارهٔ 330ای که گفتم ندهی داد دل آری ندهی

12 اشعار

غزل شمارهٔ 331همنشین جان من و جان تو این انگیز هی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 332تابم ز دل برد کافرادایی

10 اشعار

غزل شمارهٔ 333زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟

10 اشعار

غزل شمارهٔ 334کافرم گر از تو باور باشدم غمخواریی

10 اشعار