Toggle stanza 1
مژده خرمی و بی خللی را مانی
1

مژده خرمی و بی خللی را مانی

ابدی جنت و فیض ازلی را مانی

2

بس که همواره دلاویزی و شیرین حرکات

سایه طوبی و جوی عسلی را مانی

3

جلوه فرمایی و جاوید نمانی به کسی

سیمیایی و بهشت عملی را مانی

4

به ستم معنی پیچیده نازک باشی

ای که در لطف رقمهای جلی را مانی

5

به توانایی کوشش نتوان یافت ترا

سرخوشی های قبول ازلی را مانی

6

جز به چشم و دل والاگهران جا نکنی

جلوه نقش کف پای علی را مانی

7

به دل هر که به چشم تو درآید ناگاه

داری آن مایه تصرف که ولی را مانی

8

ای که در طالع ما نقش تو هرگز ننشست

زهره حوتی و شمس حملی را مانی

9

اندرین شیوه گفتار که داری غالب

گر ترقی نکنم شیخ علی را مانی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور