Toggle stanza 1
دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی
1

دل که ازمن مر ترا فرجام ننگ آرد همی

بر سر راه تو با خویشم به جنگ آرد همی

2

پنجه نازک ادایش را نگاری دیگر است

خون کند دل را نخست آنگه به چنگ آرد همی

3

بوسه گر خواهی بدین شنگی بپیچد تنگ تنگ

عذر اگر باید به مستی رنگ رنگ آرد همی

4

آن که جوید از تو شرم و آن که خواهد از تو مهر

تقوی از میخانه و داد از فرنگ آرد همی

5

بازوی تیغ آزمایی داشتی انصاف نیست

کز تو بختم مژده زخم خدنگ آرد همی

6

گر نه در تنگی دهان دوست چشم دشمن است

از چه رو بر کامجویان کار تنگ آرد همی؟

7

تا در آن گیتی شوم پیش شهیدان شرمسار

رنجد و بیهوده در قتلم درنگ آرد همی

8

خواهدم در بند خویش اما به فرجام بلا

حلقه دام من از کام نهنگ آرد همی

9

همچنان در بند سامان مرادش سنجمی

گر به جای شیشه بخت از دوست سنگ آرد همی

10

چشم خلقی سرمه جوی و روی غالب در میان

در رهش اندیشه با بادم به جنگ آرد همی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور