صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
  3. »امیرخسرو دهلوی / دیوان اشعار

وزن کے تحت کتاب

وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں امیرخسرو دهلوی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

213 نظمیں

نظمیں

وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں امیرخسرو دهلوی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
  4. »امیرخسرو دهلوی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 383–یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 383

9 اشعار

غزل شمارهٔ 390–زلف مشکینش که گویی را به چوگان یافته ست

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 390

9 اشعار

غزل شمارهٔ 630–باز شب افتاد و ما را دل همان جا شد که بود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 630

آڈیو
5 اشعار

غزل شمارهٔ 631–دوش ما بودیم و آن مهر و، شب مهتاب بود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 631

6 اشعار

غزل شمارهٔ 632–ای خوش آن وقتی که آن بدعهد با ما یار بود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 632

11 اشعار

غزل شمارهٔ 633–ای خوش آن وقتی که ما را دل به جای خویش بود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 633

10 اشعار

غزل شمارهٔ 634–تا جهان بود، از جهان هرگز دلم خرم نبود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 634

10 اشعار

غزل شمارهٔ 635–چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 635

7 اشعار

غزل شمارهٔ 636–شب رسید آن شمع کو عمری درون سینه بود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 636

6 اشعار

غزل شمارهٔ 637–من ز جانان گر چه صد اندوه جان خواهم کشید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 637

8 اشعار

غزل شمارهٔ 638–باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 638

6 اشعار

غزل شمارهٔ 639–صبحگه، یارب، حدیثی زان دو لب خواهم کشید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 639

7 اشعار

غزل شمارهٔ 640–از لبت گر خط میگون سر برون خواهم کشید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 640

7 اشعار

غزل شمارهٔ 641–خوبرویان چون به سلطانی علم بالا کشند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 641

8 اشعار

غزل شمارهٔ 642–باز گل بشکفت و گلرویان سوی بستان شدند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 642

8 اشعار

غزل شمارهٔ 643–گر نظر بر چشم کافر کیش او خواهد فتاد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 643

8 اشعار

غزل شمارهٔ 644–باز گل می آید و دل در بلا خواهد فتاد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 644

9 اشعار

غزل شمارهٔ 645–دل ز دست من برفت و آرزوی دل بماند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 645

9 اشعار

غزل شمارهٔ 646–رفتیم از چشم و در دل حسرت رویت بماند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 646

9 اشعار

غزل شمارهٔ 647–عاشقان نقل غمت با باده احمر خورند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 647

9 اشعار

غزل شمارهٔ 648–شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 648

7 اشعار

غزل شمارهٔ 649–عاشقان تو ز تو تا صبح در خونابه اند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 649

5 اشعار

غزل شمارهٔ 650–چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 650

9 اشعار

غزل شمارهٔ 651–ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 651

5 اشعار

غزل شمارهٔ 652–دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 652

7 اشعار

غزل شمارهٔ 653–آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 653

9 اشعار

غزل شمارهٔ 654–یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 654

10 اشعار

غزل شمارهٔ 655–آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 655

7 اشعار

غزل شمارهٔ 656–در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 656

6 اشعار

غزل شمارهٔ 657–غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 657

6 اشعار

غزل شمارهٔ 658–ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 658

7 اشعار

غزل شمارهٔ 659–سبزه ای سبز است و آب روشن و سرو بلند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 659

8 اشعار

غزل شمارهٔ 660–ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 660

7 اشعار

غزل شمارهٔ 661–بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 661

7 اشعار

غزل شمارهٔ 662–جان که چون تو دشمنی را دوستداری می‌کند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 662

10 اشعار

غزل شمارهٔ 663–چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 663

6 اشعار

غزل شمارهٔ 664–باز ترک مست من آهنگ بازی می‌کند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 664

7 اشعار

غزل شمارهٔ 665–غمزه شوخت که قصد جان مردم می‌کند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 665

7 اشعار

غزل شمارهٔ 666–دل که با خوبان بدخو آشنایی می‌کند

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 666

9 اشعار

غزل شمارهٔ 667–کافر خونخواه دنبال شکاری می رود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 667

7 اشعار

غزل شمارهٔ 668–کالبد از دل تهی شد، گر چه جان بیرون رود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 668

10 اشعار

غزل شمارهٔ 669–یارب! این اندیشه جانان ز جانم چون رود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 669

9 اشعار

غزل شمارهٔ 670–ما نخواهیم از غم خود کاشنا بیرون برد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 670

8 اشعار

غزل شمارهٔ 671–از دل غمگین هوای دلستانم چون رود

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 671

7 اشعار

غزل شمارهٔ 672–هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 672

9 اشعار

غزل شمارهٔ 673–گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 673

7 اشعار

غزل شمارهٔ 674–یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 674

9 اشعار

غزل شمارهٔ 675–گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 675

4 اشعار

غزل شمارهٔ 676–من نمی خواهم که چشمم غیر آن رو بنگرد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 676

4 اشعار

غزل شمارهٔ 677–دست ماه روزه تا در چشم عشرت خاک زد

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 677

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
پچھلا صفحہاگلا صفحہ