صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 662

غزل شمارهٔ 662

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اریمیکند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جان که چون تو دشمنی را دوستداری می‌کند

دشمن خود را به خون خویش یاری می‌کند

2

دل که مهمان خواند بر جانم بلا و فتنه را

کارداران غمت را حق‌گزاری می‌کند

3

یک دل آبادان نپندارم که ماند در جهان

زان خرابی‌ها که آن چشم خماری می‌کند

4

جان من روزی کند گه گاه همراهش، ازآنک

سوی تو همراهی باد بهاری می‌کند

5

خون من می‌جوشد از غیرت که این کافر چرا

تیر خویش آلودهٔ خون شکاری می‌کند

6

مردم از نالیدن و روزی نگفتی، ای رقیب

کیست این کاندر پس دیوار زاری می‌کند

7

گرچه بی‌حد من است ای دوست اما، بر درت

دیدهٔ من آرزوی خاکساری می‌کند

8

آنکه پندم می‌دهد در عشق بهر زیستن

مرهم بی‌فایده بر زخم کاری می‌کند

9

در نماز بت‌پرستی از من آموزد سجود

برهمن کو دعوی زنارداری می‌کند

10

هجر می‌داند که چون من ناتوانی چون زِیَد

زان بر این دل زخم‌های یادگاری می‌کند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 661

اگلی نظم

چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند

بوالعجب مستی که در محراب بازی می‌کند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 663

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور