صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 634

غزل شمارهٔ 634

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: منبود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا جهان بود، از جهان هرگز دلم خرم نبود

خرمی خود هیچگه گویی که در عالم نبود

2

گر چه کار عاشقان پیوسته سامانی نداشت

اینچنین یک بارگی هم ابتر و در هم نبود

3

غم برون ز اندازه شد ما را و دل بر جا نماند

ای خوش آن وقتی که دل بر جای بود و غم نبود

4

غم همه وقت و طرب یکدم بود، باری مرا

در تمام عمر می اندیشم آن یکدم نبود

5

چرخ اگر بد با دل خرم بود، با من چراست؟

تا دل من بود، باری هیچگه خرم نبود

6

با دل مجروح رفتم دی به دکان طبیب

حقه را چون باز کرد، از بخت من مرهم نبود

7

گفتم این غمهای دل بیرون دهم تا وارهم

در همه عالم بجستم هیچ جا محرم نبود

8

آدمی خوشدل نباشد، گر چه در جنت بود

آدمی خود کی تواند بود، چون آدم نبود

9

دهر با مردم نسازد، زان خران دارند گنج

ور نه این مردار در ویرانه او کم نبود

10

گر توانی، خسروا، دل را عمارت کن، از آنک

در جهان کس را بنای آب و گل محکم نبود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای خوش آن وقتی که ما را دل به جای خویش بود

کام کام خویش بود و رای رای خویش بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633

اگلی نظم

چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود

وز تکبر غمزه شوخش عتاب آورده بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 635

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور