شاعر: امیرخسرو دهلوی
گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذرد
بر گدایان همچنان باشد که شاهی بگذرد
سالها شد تا به کویش اوفتادم روز و شب
بر امید آنکه ماهم به ماهی بگذرد
سیل اشکم چون خیالش دید در دل جا گرفت
روز باران کس نخواهد کز پناهی بگذرد
آب دیده می زنم هر دم بران خاک رهش
تا غباری بر نیاید، گر به راهی بگذرد
زمین
یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد
پشم ما بالد به حدی کز کلاهی بگذرد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1071
چون سوار آن خسرو خوبان به راهی بگذرد
با وی از جانهای مشتاقان سپاهی بگذرد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 406
یار من گویند آنجا گاه گاهی بگذرد
راضیم گر در دلش از بعد ماهی بگذرد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 674
فارسی متن کا ماخذ: گنجور