صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 659

غزل شمارهٔ 659

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سبزه ای سبز است و آب روشن و سرو بلند

باده صافی به جام آبگون باید فگند

2

جای بلبل هست بر سرو بلند و زین قبیل

هست جای آنکه بلبل می پرد زینسان بلند

3

نرگس اندر عین مستی سوی گل چشمک زن است

ورنه گل بر سبزه هم چندین نکردی ریشخند

4

گل ازان کم عمر شد کاو ییشتر از عمر خویش

دام داد آن را که از وی وقت گل شد بهره مند

5

ساقیا، می چاشنی کن بعد ازان درده، ازانک

گر ترش باشد می آن را چاشنی باید ز قند

6

بند بندم را جدا کرده است دست غم به تیغ

تو به خون گرم می پیوند کن بندم ز بند

7

شاهد مجلس، بپوشان رو که من از بیم چشم

پیش رویت پای می کوبم بر آتش چون سپند

8

گر دل خسرو رسن بازی کند با زلف تو

رشته یک چندی درازش ده ز زلف چون کمند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید

چون خط سبز جوانان نغز و جان پرور دمید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 658

اگلی نظم

ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود

کز فراقت سوختم بر آتش دل همچو عود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 660

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گرچه اندازد به شاخ سدره امیدم کمند

دست کوتاهم ز تار زلف آن سرو بلند

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222

شد به نقش هستی خود بند شیخ خودپسند

ماند محروم از تماشای جمال نقشبند

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 262

باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلند

دید کو ماند به قدت اره در نرمی فکند

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 85

از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند

مهر خاموشی در آتش چون زند بر لب سپند؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2489

تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند

بر فلک ماه تمام از هاله شد زناربند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2490

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور