صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »صائب / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

6962 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 4872–از هوسناکی گران برخاطر دوران مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4872

15 اشعار

غزل شمارهٔ 4873–روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4873

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4874–چون ترا مسکن میسر شد پی تزیین مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4874

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4875–چون ترا مسکن میسر شد تزیین مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4875

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4876–دل ز تن چون دور شد وامی شود غمگین مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4876

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4877–عاشقان را مغز در سر گر نباشد گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4877

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4878–ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4878

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4879–هست چون دلبر به جا، دل گر نباشد گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4879

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4880–شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4880

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4881–خانه دنیا به سامان گر نباشد گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4881

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4882–خال بر رخسار جانان گرنباشد گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4882

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4883–دیده ما گرز خون رنگین نباشد گومباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4883

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4884–چهره زرین چو باشد مخزن زر گومباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4884

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4885–چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4885

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4886–جسم اگر ازیکدگر ریزد غباری گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4886

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4887–گر نباشم من غبار آستانی گو مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4887

18 اشعار

غزل شمارهٔ 4888–عقل اگر از سرپرد زاغ جگر خواری مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4888

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4889–یوسف من بیش ازین در چاه ظلمانی مباش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4889

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4890–ناز پروردی که من گردیده‌ام پروانه‌اش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4890

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4891–رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4891

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4892–هرکه وقت صبح درساغر شرابی نیستش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4892

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4893–هرکه درمد نظر نازک میانی نیستش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4893

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4894–گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4894

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4895–هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4895

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4896–خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4896

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4897–در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4897

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4898–هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4898

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4899–گه درون خرقه گاهی درکفن می‌جویمش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4899

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 4900–گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4900

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4901–آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4901

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4902–می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4902

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4903–پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4903

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4904–تا به همواری برآید کار درتندی مکوش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4904

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4905–می کند دست نوازش هم دل ما راخموش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4905

4 اشعار

غزل شمارهٔ 4906–میکند جان درتن امید، لعل باده نوش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4906

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4907–با تن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4907

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4908–خون ما ازروی آتشناک می آید به جوش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4908

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4909–می زدم با یاد ابرویش شراب ناب خوش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4909

5 اشعار

غزل شمارهٔ 4910–می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4910

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4911–در غریبی تابه چند افتدکسی ازیادخویش؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4911

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4912–کاش می‌دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4912

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4913–برگ عیش من بود رنگینی افکار خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4913

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4914–زیر یک پیراهن از یک‌رنگیم با یار خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4914

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4915–نیست رزقم تیر تخشی چون کمان ازتیر خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4915

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4916–جوهر ذاتی نمی خواهد ز کس اکسیر خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4916

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4917–کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4917

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4918–برنمی آیم به تسکین دل خودکام خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4918

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4919–هر که می کوشد به تعمیر تن ویران خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4919

14 اشعار

غزل شمارهٔ 4920–می تراشم رزق خود چون تیر از پهلوی خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4920

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4921–از غبار خط رخ آن ماه می بالد به خویش

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 4921

12 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 97
  6. 98
  7. 99
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ