صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4896

غزل شمارهٔ 4896

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش

می نماید در صدف خود رافروغ گوهرش

2

با وجود خط عذارش ساده می آید به چشم

در صفا مستور چون آیینه باشد جوهرش

3

خنده می گردد تبسم، لفظ معنی می شود

تا برون می آیداز تنگ لب چون شکرش

4

سرخ می دارد به سیلی روی ماه مصر را

کوته اندیشی که ریزد برگ گل دربسترش

5

می کند پروانه را خامش ز حرف خونبها

سرمه دنباله دار شمع ازخاکسترش

6

هرکه از همصحبتان دارد می گلگون دریغ

میشود چون لاله خون مرده، میدر ساغرش

7

کشتی هرکس درین دریای پرشورش فتاد

نیست فرقی درمیان بادبان و لنگرش

8

ازخط تسلیم هرکس می کند گردنکشی

گوی چوگان حوادث می کند دوران سرش

9

دل بود درسینه اش دایم به مو آویخته

هرکه از تار نفس شیرازه دارد دفترش

10

هر سبک مغزی که اینجا گردن افرازی کند

در قیامت ازگریبان برنمی آید سرش

11

در گلستان بی پرو بالی است صائب برگ عیش

وای برمرغی که ریزد در قفس بال و پرش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش

خاطری فارغ ز عالم چون توکل بایدش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4895

اگلی نظم

در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش

حلقه فتراک طاووس است از بال و پرش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4897

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش

هرکه را سرمایهٔ رنگی‌ست می‌گردد سرش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1776

بسکه افتاده است بی‌نم خون صید لاغرش

می‌خورد آب از صفای خود زبان خنجرش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1777

خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش

گشت در گرد یتیمی خشک آب گوهرش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1778

آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش

همچو شاخ گل که باشد خلعت از نیلوفرش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 480

در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش

حلقه فتراک طاووس است از بال و پرش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4897

هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش

آتش ایمن برون می‌آید از خاکسترش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4898

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور