صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 480

غزل شمارهٔ 480

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش

همچو شاخ گل که باشد خلعت از نیلوفرش

2

در کبودی فلک چون او مهی پیدا نشد

کاین چنین باشد لباس آسمانی در خورش

3

جان فدایت باد ای دربان دمی مانع مشو

تا رخ پر گرد خود ساییم بر خاک درش

4

یک رهش دیدیم عقل و دین و دل بر باد شد

وای جان ما اگر بینیم باری دیگرش

5

سوختم شبها بسی چون شمع پیش او ولی

هیچ گه سوز درون من نیامد باورش

6

عاشق ثابت قدم آن کس بود کز کوی دوست

رو نگرداند اگر شمشیر بارد بر سرش

7

سوخت جامی ز آتش هجر و برآمد سالها

همچنان بوی وفا می آید از خاکسترش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479

اگلی نظم

آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش

هست ماهی که نیاورد به من کس خبرش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 481

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش

هرکه را سرمایهٔ رنگی‌ست می‌گردد سرش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1776

بسکه افتاده است بی‌نم خون صید لاغرش

می‌خورد آب از صفای خود زبان خنجرش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1777

خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش

گشت در گرد یتیمی خشک آب گوهرش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1778

خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش

می نماید در صدف خود رافروغ گوهرش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4896

در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش

حلقه فتراک طاووس است از بال و پرش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4897

هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش

آتش ایمن برون می‌آید از خاکسترش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4898

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور