صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4900

غزل شمارهٔ 4900

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش

از لطافت رنگ گرداند بیاض گردنش

2

دور باش شرم را نازم که با آن خیرگی

دست خالی می رود بیرون نسیم از گلشنش

3

آن که با تیغ تغافل می کشد صید حرم

کی به خون چون منی آلوده گردد دامنش؟

4

خانه ای کز روی آتشناک او روشن شود

تاقیامت می جهد آتش ز چشم روزنش

5

کاسه دریوزه سازد دیده یعقوب را

ماه کنعان در هوای نکهت پیراهنش

6

چشم شوخ آهوان در پرده نتواند پرید

چون کمند انداز گردد غمزه صیدافکنش

7

تاجر کنعان ندارد صائب این سامان حسن

گل یکی از خوشه چینان است گرد خرمنش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گه درون خرقه گاهی درکفن می‌جویمش

او درون جان و من در پیرهن می‌جویمش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4899

اگلی نظم

آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش

می برد گیرایی از خوانهای ناحق، دیدنش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4901

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش

هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1161

بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش

عالمی در پرده است از شوخی پیراهنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811

دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش

خون طاقت ریخت دندان بر جگر افشردنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812

نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش

جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 265

آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش

لیک می ترسم ز من گردی رسد بر دامنش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491

چون برآمد ماه‌روی از مطلع پیراهنش

چشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنش

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327

هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش

عذر ننگ این عمل در عهدهٔ شکر منش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 403

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور