صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 265

غزل شمارهٔ 265

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش

جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش

2

چون گلشن می داشتم بر دست چون دارم روا

کوفتد گل گل به تن چون گلبن از دست منش

3

ترسم از آزار مژگان ورنه دارم آرزو

کز بدن آزردگی چینم به چشم روشنش

4

فن خوبان است گاهی جنگ و گاهی آشتی

خوبتر بینم ز خوبان جهان در هر فنش

5

هر زمان بی موجبی با او برآرم سر به جنگ

تا به رسم آشتی دست آورم بر گردنش

6

شد گریبان وصال او به چنگ از دست من

دست آن کوتا بعد از آن بگیرم دامنش

7

بهر آن سرو این غزل جامی به برگ گل نویس

باشد آن را افکند باد صبا پیراهنش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کمانداری که در قتلم بود تعجیل تأخیرش

نه تیرش را ز دل کندن توانم نی دل از تیرش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 264

اگلی نظم

آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش

سرمه اهل نظر باد غبار سپهش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 266

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش

هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1161

بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش

عالمی در پرده است از شوخی پیراهنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811

دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش

خون طاقت ریخت دندان بر جگر افشردنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812

چون برآمد ماه‌روی از مطلع پیراهنش

چشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنش

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327

گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش

از لطافت رنگ گرداند بیاض گردنش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4900

هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش

عذر ننگ این عمل در عهدهٔ شکر منش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 403

آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش

لیک می ترسم ز من گردی رسد بر دامنش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور