صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 491

غزل شمارهٔ 491

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش

لیک می ترسم ز من گردی رسد بر دامنش

2

کی بعمدا سوی من بیند چو می دارد دریغ

گوشه چشمی که افتد ناگهان سوی منش

3

آمد آن کافر برون شمیر بسته دی سوار

ای بسا خون مسلمانان که شد در گردنش

4

خواستم گویم لباس از برگ گل می بایدش

باز ترسیدم که آزارد ازان نازک تنش

5

هر گهش بینم قبا پوشده بیهوش اوفتم

وای من روزی که بینم با ته پیراهنش

6

ای صبا با او حدیث شعله آهم بگوی

تا شود سوز درون دردمندان روشنش

7

شاید آن بدخو کند رحمی خدا را ای اجل

ریز خون جامی و بر خاک آن کوی افکنش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رخت کز خط مشکین شد مزین صفحه سیمش

همانا در جفاکاری نوشتی لوح تعلیمش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490

اگلی نظم

شوخی که تاجداران بوسند خاک راهش

سوی چو من گدایی مشکل فتد نگاهش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش

هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1161

بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش

عالمی در پرده است از شوخی پیراهنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811

دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش

خون طاقت ریخت دندان بر جگر افشردنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812

چون برآمد ماه‌روی از مطلع پیراهنش

چشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنش

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327

گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش

از لطافت رنگ گرداند بیاض گردنش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4900

هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش

عذر ننگ این عمل در عهدهٔ شکر منش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 403

نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش

جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 265

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور