صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 403

غزل شمارهٔ 403

شاعر: عرفی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش

عذر ننگ این عمل در عهدهٔ شکر منش

2

خست از اندازه بیرون می برد دهر خسیس

آتشی بینم که می گردد به گرد دامنش

3

گر محبّت باغبان گلشن جنت شود

پا نگیرد گلبن آسودگی در گلشنش

4

در محبت زندگی را با شهادت جنگ نیست

دیده ای باید که بیند خون من در گردنش

5

وه چه صیادی که هر صیدی که زخمی از تو یافت

سر به دنبال تو دارد، تا بود جان در تنش

6

خلوتی کز نور شمع ما به حسن اندوده شد

کوتهی دارد کمند آفتاب از روزنش

7

عرفی آن تر دامنی دارد که هنگام عذاب

آتش دوزخ بمیرد گر فشاری دامنش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جان می رود ای اشک ز دنباله روان باش

وی ناله تو هم چند قدم پیرو جان باش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 402

اگلی نظم

گر چشانی به ملک چاشنی صحبت خویش

جام ِمی گیرد و بر باد دهد عصمت خویش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 404

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش

هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1161

بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش

عالمی در پرده است از شوخی پیراهنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1811

دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونش

خون طاقت ریخت دندان بر جگر افشردنش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1812

نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش

جانم آزارد ز آسیبی که آید بر تنش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 265

آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش

لیک می ترسم ز من گردی رسد بر دامنش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491

چون برآمد ماه‌روی از مطلع پیراهنش

چشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنش

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327

گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش

از لطافت رنگ گرداند بیاض گردنش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4900

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور