صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »صائب / دیوان اشعار

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

6962 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں صائب کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »صائب / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 5575–ترا از خواندن مکتوب من تنگ است می دانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5575

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5576–شکوه حسن را از دورباش ناز می دانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5576

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5577–خط شبرنگ را خوشتر ز زلف و خال می دانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5577

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5578–سیه مست جنونم وادی و منزل نمی دانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5578

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 5579–ز خود دور آن پری‌رو را نمی‌دانم نمی‌دانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5579

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5580–چو بیدردان به روی سبزه غلطیدن نمی دانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5580

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5581–بیا در جلوه ای سرو روان تا جان برافشانم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5581

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5582–ز پستی بر فلک از پاکی گوهر شود شبنم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5582

16 اشعار

غزل شمارهٔ 5583–قضا روزی که کرد از چار عنصر خشت بالینم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5583

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5584–گر آن خورشید رو را همسفر خویشتن بینم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5584

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5585–فروغ مهر در پیشانی دیوار می‌بینم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5585

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5586–تمتع با کمال قرب از آن رعنا نمی‌بینم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5586

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5587–ز ناکامی گل از همصحبتان یار می چینم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5587

19 اشعار

غزل شمارهٔ 5588–ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5588

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5589–نه رنگ و بو درین گلشن، نه برگ و بار می خواهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5589

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5590–دل پرخون از آن زلف شکارانداز می‌خواهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5590

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5591–نوای عندلیبان را زهم نگسسته می خواهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5591

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5592–رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5592

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5593–زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5593

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5594–ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5594

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5595–نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5595

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5596–گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5596

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5597–به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5597

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5598–اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5598

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5599–در بهاران دل دیوانه نگیرد آرام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5599

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5600–از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5600

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5601–من که از وسعت مشرب به فلک ساخته‌ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5601

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5602–به نظربازی از آن تنگ شکر ساخته‌ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5602

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5603–تا نظر از گل رخسار تو برداشته ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5603

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5604–تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5604

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5605–دست بر زلف پریشان سخن یافته ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5605

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5606–غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده‌ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5606

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5607–دست در دامن آن زلف معنبر زده ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5607

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5608–گرچه از مشق جنون خواب پریشان شده ام

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5608

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5609–گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5609

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5610–رفت آن روز که دامان بهار از دستم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5610

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5612–سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5612

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5613–عالم بیخبری بود بهشت آبادم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5613

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5614–بی‌خودی داشت ز فکرِ دو جهان آزادم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5614

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5615–اگرچه چندی به زمین همچو غبار افتادم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5615

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5616–عمرها تربیت دیده بینا کردم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5616

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5617–در مصافی که من از آه علم وا کردم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5617

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5618–قطع امید ز هجران و وصالش کردم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5618

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5619–مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5619

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5620–یاد آن عهد که در بحر سفر می‌کردم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5620

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5621–دست در دامن رنگین بهاری نزدم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5621

آڈیو
15 اشعار

غزل شمارهٔ 5622–فیض در بیخبری بود چو هشیار شدم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5622

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5623–چند امید به خوی تو ستمگر بندم؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5623

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5624–شفق آلود شراب است مگر دستارم؟

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5624

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5625–طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 5625

10 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 111
  6. 112
  7. 113
  8. ...
  9. 140
پچھلا صفحہاگلا صفحہ