صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5603

غزل شمارهٔ 5603

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رداشتهام

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

تا نظر از گل رخسار تو برداشته ام

مژه دستی است که در پیش نظر داشته ام

22

بس که رخسار تو در مد نظر داشته ام

دیده ام روی تو، اگر آینه برداشته ام

33

روز و شب چون مژه در پیش نظر جلوه گرست

نسخه ای کز خط مشکین تو بر داشته ام

44

می روم هر قدم از هوش و به خود می آیم

تا پی قافله بوی تو بر داشته ام

55

با دل تنگ ز اسباب جهان ساخته ام

این گره را به عزیزی چو گهر برداشته ام

66

بر گرانباری من رحم کن ای سیل فنا

که من این بار به امید تو بر داشته ام

77

شوخی عشق به بازار دوانده است مرا

خانه در سنگ اگر همچو شرر داشته ام

88

نیستم بی خبر از راز فلک چون نرگس

گرچه دایم به ته پای، نظر داشته ام

99

حاش الله که کنم شکوه ز قسمت، هر چند

خشک بوده است لبم گر مژه تر داشته ام

1010

گر در آیینه بینم نشناسم خود را

بس که روی ادب پاس نظر داشته ام

1111

چون زنم بال به هم در صف فارغبالان؟

من که هر پر زدنی دام دگر داشته ام

1212

دلش از برق سبکدستی من آب شده است

پیش خورشید گر از موم سپر داشته ام

1313

پرده خون از رخ مقصود به یک سو افتاد

گشت روشن که تماشای دگر داشته ام

1414

چه کشم منت خورشید قیامت صائب؟

من که بر آتش دل دامن تر داشته ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به نظربازی از آن تنگ شکر ساخته‌ام

به همین رشته ز دریای گهر ساخته‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5602

اگلی نظم

تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام

از خزف گوهر و از بید ثمر یافته ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5604

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور