صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5577

غزل شمارهٔ 5577

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: المیدانم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خط شبرنگ را خوشتر ز زلف و خال می دانم

من این تقویم پارین را به از امسال می دانم

2

تو کز کیفیت حسن چمن بی بهره ای، می خور

که من هر شبنمی را رطل مالامال می دانم

3

مرنج از من اگر جان را به استقبال نفرستم

که از جا رفتن دل را من استقبال می دانم

4

بغیر از زیر بار عشق در زیر فلک هر کس

که زیر بار دیگر می رود، حمال می دانم

5

جنونی کز حصار شهر نتواند برون آمد

من صحرانشین بازیچه اطفال می دانم

6

غبار کلفت از معموره جسم آنقدر دارم

که جغد مرگ را مرغ همایون فال می دانم

7

ز دست انداز دوران گرچه یک مشت استخوان گشتم

ضمیر خلق را چون قرعه رمال می دانم

8

تو کز خط بی نصیبی عیش کن بانقطه خالش

که بی خط، خال را من چشم بی دنبال می دانم

9

ندارد فال بد راه سخن در بزم خرسندی

اگر ادبار رو آرد به من، اقبال می دانم

10

سری از پیچ و تاب زلف او بیرون نمی آرم

وگرنه موبموی رشته آمال می دانم

11

نمی دانم چه حال است این که پیچیده است درجانم

که اهل قال را صائب ز اهل حال می دانم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شکوه حسن را از دورباش ناز می دانم

عیار عشق را از لرزش آواز می دانم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5576

اگلی نظم

سیه مست جنونم وادی و منزل نمی دانم

کنار دشت را از دامن محمل نمی دانم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5578

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور