صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اصناف
  2. »غزل
  3. »عرفی / غزلیات

صنف کے تحت کتاب

صنفِ غزل میں عرفی کی کتاب غزلیات

یہ صفحہ صرف صنفِ غزل کے تحت آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

573 نظمیں

نظمیں

صنفِ غزل میں عرفی کی کتاب غزلیات

  1. زندہ رود
  2. »اصناف
  3. »غزل
  4. »عرفی / غزلیات

غزل شمارهٔ 151–کوی عشق است این که مرغ سدره، این جا، پر گذاشت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 151

6 اشعار

غزل شمارهٔ 152–گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 152

5 اشعار

غزل شمارهٔ 153–موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 153

6 اشعار

غزل شمارهٔ 154–دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 154

5 اشعار

غزل شمارهٔ 155–نازنده جهان از تو به آلایش آفت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 155

5 اشعار

غزل شمارهٔ 156–گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 156

8 اشعار

غزل شمارهٔ 157–شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 157

6 اشعار

غزل شمارهٔ 158–ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 158

4 اشعار

غزل شمارهٔ 159–گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 159

9 اشعار

غزل شمارهٔ 160–منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچ

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 160

5 اشعار

غزل شمارهٔ 161–نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلح

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 161

7 اشعار

غزل شمارهٔ 162–چنان غم تو به آزار جان ما گستاخ

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 162

9 اشعار

غزل شمارهٔ 163–در ازل رفتم به سیر کعبه و یاری نبود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 163

12 اشعار

غزل شمارهٔ 164–عشق اگر مرد است، مرد او تاب دیدار آورد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 164

7 اشعار

غزل شمارهٔ 165–ذوق در خاک تپیدن اگر از دل برود

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 165

7 اشعار

غزل شمارهٔ 166–خوش آن محفل که از می گر سرایم رو بسوزاند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 166

6 اشعار

غزل شمارهٔ 167–نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می‌آید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 167

5 اشعار

غزل شمارهٔ 168–بندهٔ دل شوم که او، خون فراغ می‌خورد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 168

6 اشعار

غزل شمارهٔ 169–حرم پویان دری را می‌پرستند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 169

7 اشعار

غزل شمارهٔ 170–چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 170

5 اشعار

غزل شمارهٔ 171–مرا دردی است که از داروی راحت بیش می‌گردد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 171

6 اشعار

غزل شمارهٔ 172–خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 172

5 اشعار

غزل شمارهٔ 173–درد کیشان همه ناموس کش کیش همند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 173

6 اشعار

غزل شمارهٔ 174–نخورم زخم در آن کوچه که مرهم باشد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 174

5 اشعار

غزل شمارهٔ 175–تشنه ام رطل گران خواهم گزید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 175

7 اشعار

غزل شمارهٔ 176–هجران شب تار ما ندارد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 176

8 اشعار

غزل شمارهٔ 177–کو فنا تا زخم‌ها شمشیر بر مرهم نهند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 177

6 اشعار

غزل شمارهٔ 178–در چمن حوروشان انجمنی ساخته اند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 178

8 اشعار

غزل شمارهٔ 179–دل ما را به فسون جادوی بابل نبرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 179

10 اشعار

غزل شمارهٔ 180–ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 180

6 اشعار

غزل شمارهٔ 181–مجنون تو هر دم روش تازه نسازد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 181

7 اشعار

غزل شمارهٔ 182–دلبران نی دل به ناز و عشق غافل می‌برند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 182

8 اشعار

غزل شمارهٔ 183–گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 183

6 اشعار

غزل شمارهٔ 184–عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 184

5 اشعار

غزل شمارهٔ 185–اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 185

4 اشعار

غزل شمارهٔ 186–تا بوی نعیم ستم از خوان تو یابند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 186

8 اشعار

غزل شمارهٔ 187–این صفا حسن و محبت ز هم اندوخته اند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 187

6 اشعار

غزل شمارهٔ 188–فتادگان سر خود را به خاک پا بخشند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 188

13 اشعار

غزل شمارهٔ 189–عزت گیتی اگر صحبت یوسف باشد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 189

5 اشعار

غزل شمارهٔ 190–خوبان که به هم گرمی بازار فروشند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 190

9 اشعار

غزل شمارهٔ 191–دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 191

7 اشعار

غزل شمارهٔ 192–هنوز خسته دلم راه عدم می زد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 192

6 اشعار

غزل شمارهٔ 193–سراپای وجودم در محبت ، حال دل دارد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 193

5 اشعار

غزل شمارهٔ 194–گر باد شوم بر تو وزیدن نگذارند

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 194

7 اشعار

غزل شمارهٔ 195–آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 195

5 اشعار

غزل شمارهٔ 196–گره در کام دل از بخت زبون نگشاید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 196

9 اشعار

غزل شمارهٔ 197–آن دل که به هجر تو ز آرام برآید

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 197

8 اشعار

غزل شمارهٔ 198–چند بی بهره شود دیدهٔ گریانی؛ چند؟

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 198

5 اشعار

غزل شمارهٔ 199–ز بوی باده دلم آب و رنگ می گیرد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 199

6 اشعار

غزل شمارهٔ 200–تا کی از لب-گهرِ آن مست تکلم ریزد

عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ 200

6 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. ...
  7. 12
پچھلا صفحہاگلا صفحہ